دوشنبه ۱۴ مهٔ ۲۰۱۲

ما مرد ها هم مثل خانم ها پریود ماهانه داریم! ینی تو یه روزهایی از ماه کلن مخ تعطیل میشه و هرچی فکر الکی هست میاد تو ذهن آدم! همین دیروز اونقدر مخم تو گوز بود که دستم رو تو دستگاه برش پنیر پیتزا جا گذاشتم! دستگاه روشن شد و انگشت رو تا آستانه شکستن پیش برد! شانس آوردم هنوز زنده ست دستم :)

دوشنبه ۷ مهٔ ۲۰۱۲

مجلس نهم؛ ادامه نزاع اصولگرایان


بعد از چند ماه این گزارش جدیدمه که نوشتم، برخی از واژه ها و تفسیر ها با اونی که من نوشته بودم فرق داره که خب یحتمل سیاست های سایت بر این اساسه که از این واژه ها استفاده بشه!
به هر حال اولین گزارشم بعد از هفته ها بی کاری :)
----------



ندای سبز آزادی: نهمبن دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی تحت تاثیر  انتخابات ریاست جمهوری دهم، بعد از دو مرحله‌ای شدن آن به پایان رسید.

یکشنبه ۶ مهٔ ۲۰۱۲

Viva la JUVE



ما از اوناش نبودیم که با درخشش بارسا دلمون برای بارسلون پر بزنه و بعد با درخشش یه تیم دیگه تو یه چای دیگه دوباره نگاهمون اونوری کج شه! از زمان باجو و زیدان و هانری تا همین ترزگه و ندود و زامبروتا، عشق بووه بودیم و موندیم، وقتی از سری A انداختمون بیرون همچنان یوونتوسی بودیم تا همین امروز، خیلی سخت بود وقتی تو کل کل پای بازی پلی استیشن جلوی قوی ترین تیم ها هم یووه رو بر می داشتم و سخت نتیجه می گرفتم، اما دیگه اون زمون ها تموم شده بانوی پیر به اوج برگشته و اینبار ما منتظر درخشش اروپایی این بانوی زیبا هستیم...

شنبه ۵ مهٔ ۲۰۱۲

خیلی ها از رفتار جدید خزعلی خوششون نمیاید، برخی ها هم خزعلی رو متهم می کنند که دچار توهم شده، من به شخصه با اینکه در شرکت کردن در دور دوم انتخابات مجلس باهاش هم نظر بودم، بیشتر در مورد ادبیاتی که مورد استفاده قرار میده نقد وارد می دونم، کنشی که خزعلی از مخاطبش می خواد با ادبیاتی که به کار می بره همخوان نیست، ادبیات رادیکال با کنش محافظه کارانه همساز نیست، اگر رادیکالیسم و پافشاری بدون قدمی به عقب بر داشتن بر مواضع پیشین جواب می دهد پس چه نیازی به کنش محافظه کارانه تر، اگر هم راه باز کردن برای فعالیت در داخل کشور مفید ارزیابی می شود باید ادبیات هم در همان راستا انتخاب شود، ادبیات فعلی نیرویی که در زمین بازی کنش مورد اشاره قدرت دارند را همراه نمی کند و نیرویی همراه می کند که اصوالا در اون زمین قدرتی ندارند و شاید حتی تن به بازی ندهند، برای همراه کردن نیروهای همساز تر باید ادبیاتی همساز انتخاب کرد، ادبیات فعلی برای شوآف سیاسی مفید است نه کنش موثر و مفید... باید بیشتر نوشت.

چهارشنبه ۲ مهٔ ۲۰۱۲

دیوار سر بشکند




سال ۸۴ ستاد گلها رو به یاد میارم، ستادی در همسایگی ستاد هاشمی رفسنجانی، ستادی که اون روزها بر عکس ستاد های دیگه دلی پیش میرفت، بدون هیچ چشم داشت مالی بچه ها با جون و دل کار می کردند، فردای روز انتخابات و وقتی انتخابات به دور دوم کشیده شد، رفتیم دفتر مرکزی ستاد توی خیابون زرتشت، بچه هایی که تا روز قبل از ته دل با ستاد بودن حاضر نبودند زیر بار رای به هاشمی بروند و خیلی از اونها می گفتند هاشمی خط قرمز ماست.

همین چند وقت پیش وقتی وبلاگ آقای شکوری راد را می خوندم که نوشته بود سال ۸۴ بزرگان اصلاحات نظرشون در حمایت از هاشمی بود ولی جوون ترها همراه نشدند یاد اون روزها افتادم و خیلی این موضوع ذهنم رو درگیر کرد، واقعا اون روزها شاید ورود هاشمی به پاستور سرنوشتی جز اینکه امروز گریبان مارو گرفته می توانست برای ما رقم بزند.

حالا این روزهای بعد از ۸۸ و فروکش کردن اون جنبشی که خیابون های پایتخت رو تسخیر کرده بود، و بعد از یه تحریم نا موفق، مجدد داریم به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشیم و گروه های مختلف بحث و گفتگوهای مختلفی پیرامون این انتخابات طرح می کنند.
این روزها که بسیاری از فعالیت ها به بن بست خورده و خیلی از کنش ها مثال کوبیدن سر به دیوار می مونه، دارم به این فکر می کنم که میشود چند قدمی عقب رفت و برای پرش از دیوار تمرین کرد، اینکه در انتخابات پیش رو بزرگانی مثل نوری و یا حتی خاتمی کاندید ما باشند به نظرم همان کوبیدن سر به دیوار است، چه برسد رفتن به سمت فضای تحریم و این راه کار های امتحان پس داده, حاکمیت در شرایط فعلی و وقتی توانسته اون اعتراض های بزرگ رو مهار کنه، بعید به نظر می رسه بخواد مجدد تن به فضایی بده که منتقدینش در اون اوج بگیرند، گذشته از همه اینها دست تند روها این روزها بیش تر از قبل بازه و مخصوصا وقتی تونستنه اند با تندروی شون اعتراضات رو کم رنگ کنند، نقش پر رنگ تری پیدا کرده اند.
اما در این میان نمیشود از بحران های موجود چشم پوشوند بحران درعرصه داخلی و خارجی، همون چیزی هست که بخش قابل توجه ای از اصولگرایان رو به سمت اعتدال و عقلانیت کشونده، اصولگرایانی مثل علی مطهری، قالیباف، ناطق نوری، روحانی و حتی امثال باهنر کسانی هستند که میتوانند این آتش رادیکالیزم در حاکمیت رو خاموش کنند و خاموش شدن این آتش می تواند دریچه تازه ای برای منتقدین باز کند.
به گمان من دوستانی که از امروز تا روز انتخابات به دنبال پیدا کردن راه حلی برای نحوه مشارکت در انتخابات پیش رو هستند، ابتدا باید هدف و مقصود خود و آن چیزی که در فردای آن انتخابات امید دارند به اون برسند رو شفاف و روشن مشخص کنند، اگر بنا عبور از جمهوری اسلامی و عبور از کلیت نظام فعلی باشد و ایجاد تغییری اساسی، به شخصه راهی به ذهنم نمی رسد که در انتها همان سر به دیوار کوبیدن نباشد، اما اگر داستان همان داستان جمهوری اسلامی و حفظ و اصلاح اش است راه برای رسیدن فراوان است.

اگر بازگشت به قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن هدف باشد، رسیدن به فضای اعتدال و عقلانیت بدون شک اولین قدم است، فضایی که با پر رنگ شدن نیروهای رادیکال در دو سر این میدان به وجود نخواهد آمد، و نیازمند حضور نیروهای به مراتب محافظه کار تر از نیروهای فعلی ست.

گذشته از این اصلاح طلبان و منتقدان این روزها بیش از آنکه به قدرت نیاز داشته باشند به راهی برای دستیابی به فعالیت های اجتماعی و سیاسی در سطح جامعه نیاز دارند، تا بتوانند در جامعه به دنبال شبکه سازی باشند و با تشکیل شبکه های کوچک و بزرگ در یک پروسه چند ساله بدنه اجتماعی خود را غنی کنند تا آماده قدرت گیری شوند.

شاید رای به علی مطهری در همین دور دوم انتخابات مجلس، نه از آن باب که نشان دهنده اعتراضی باشد بلکه از باب تشویق و تقویت اصولگرایان معتدل قدم ابتدایی باشد برای رسیدن به همان فضایی که برای از سر گیری فعالیت های سیاسی و عینی منتقدین نیاز است.
اگر روز جمعه در ایران بودم به نیروهای معتدل اصولگرایان رای میدادم با این امید که فضای بیشتری برای فعالیتشان بوجود آید، نه در اعتراض که برای گشایش راهی جز کوبیدن سر به دیوار...